تبليغاتX
دیوار نویس
این وبلاگ اسمش دیوار نویسه،دیوارنویسی آدمو یاد یه دورانی میندازه،فکر کن...آره همین رو میگم
 ابراز تنفر و تاسف
حسین جان؛آبروی ۱۴۰۰ ساله ی تو را زیر پا گذاشتند،آنها آبرویی که ندارند،اما تعهد می دهیم که خودشان را زیر پا می گذاریم.

حسین جان؛ما با تو و این ولایت و هم اکنون رهبر عزیزمان سید علی خامنه ایی زنده ایم.

ای حسین،به تو تعهد می دهیم که زمانی نباشد که ما باشیم و ولایت در این کشور نباشد.

از مسولین می خواهیم که خودشان آنها را تنبیه کنند و نگذارند مسولیت این تنبیه به دست مردم بیافتد.آخه صبر مردم هم حدی دارد!

پ.ن:برای آنها و آنهایی که سکوت کرده اند،متاسفم و از آنها متنفرم.

|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در چهارشنبه نهم دی 1388  |
 با حسین(ع) برای مهدی(عج)

 حسين جان؛نمي دانم مهدي بر کدامين مصيبت تو گريه مي کند،از مصيبت برادرت عباس،به مصيبت هايي که زينب ديد،به گلوي دريده شده ي بچه ي شير خواره ات،به بي ياوري و مظلوميت تو يا... نميدانم.

حسين جان دخترت رقيه سه سال بيشتر نداشت،چرا بايد اين همه مصيبت مي ديد؟ آخه يه دختر سه ساله مگه چقدر طاقت داره، دختر کوچولوها خيلي باباهاشونو دوست دارن.دوست دارن برا بابا شيرين زبوني کنن، دوست دارن ناز کنن و يکي نازشون کنه،کجايي بابا؟.حسين؛ رقيه زينب رو خسته کرد از بس ازش پرسيد:عمه باباکو؟

يه دختر سه ساله پوست پاهاش خيلي نازکه ،با يه خارِ کوچيک زود خون مياد،يه دختر سه ساله تحمل دويدن روي خار و خاشاک رو نداره چرا بايد...!؟ يه دختر سه ساله صورتش خيلي کوچيکه.شما تا حالا صورت بچه رو نوازش کردين؟ديدين چه قدر صورتش کوچيکه!؟ کل صورتش تو دستتون جا ميشه.آخه اين صورت تحمل سيلي دستاي گنده ي يه مرد جنگي رو داره؟

آخه مردم! يه دختر سه ساله ي بي تاب،اگه بجاي باباش سر بريده ي باباش رو ببينه بايد چه حالي بشه؟...........................آره دختر بچه ي سه ساله ي حسين توي اين مصيبتا جون داد.
التماس دعا

«اگر روزگاران مرا به تاخير انداخت و تقدير مرا از ياري تو بازداشت ونبودم تا با کسي که با تو جنگيد،بجنگم و با آنان که با تو دشمني کردند به دشمني برخيزم؛ پس هر صبح و شام بر تو شيون مي کنم و به جاي اشک،بر تو خون مي گريم،از سر حسرت بر تو و سوز و مصيبت هايي که بر تو وارد شد،تا آنگاه که در اثر سوزِ جانگداز و اندوه جانکاهِ تو،بميرم.»
بخشي از زمزمه هاي امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) در مصيبت سيدالشهدا(ع) در زيارت ناحيه مقدسه

گریه هایتان بر حسین(ع) را صرف تعجیل در فرج امام زمانتان کنید.

|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در جمعه چهارم دی 1388  |
 بازبینی ندا آقاسلطان.مکر منافقین و رسانه

ندا آقا سلطان کشته شد.در راه هدفش جانش را داد اما خودش نمی خواست.در واقع بهتر است بگویم او را اجبارا قربانی اهدافشان کردند.رسانه ها حسابی از این خوراک خوردند. آنها می گفتند که در اثر شلیک نیروهای امنیتی کشته شده و آنطور که در فیلمش نشان می داد خون از سینه اش بیرون می زد یعنی از جلو تیر خورده بود.
صدا و سیمای ما گفت گلوله ای که در بدن آقاسلطان پیدا شده گلوله ی سلاح های سازمانی نبوده و همچنین ایشان از پشت تیر خورده!

مثل اینکه خون اینها از بیرون به داخل می رود

به نظر من محافظه کاری های صدا وسیما درست نیست و چوبش را هم می خوریم اما در کل مورد اعتماد تر از رسانه های خدانشناس بی همه چیز است.البته باید بگویم که قسمتی از محافظه کاری های ما، ارث انسانیت و مسلمانی ماست.نه اینکه آنها انسانیت نداشته باشند،نه.
این فیلمی که پائین لینکش را گذاشته ام حتما باید ببینید،می ارزد!
دلم برای امثال آقاسلطان ها می سوزد.هر انسانی دلش می سوزد.

 این پاراگراف قسمتی از مطلب ویکی پیدیا درباره ندا آقاسلطان است: «"ندا" در خارج از ایران و در ایران، بعنوان سمبل ندای اعتراض ایرانیان و ندای آزادی خواهی ایرانیان و سمبل صدای اعتراض دموکراسی خواهان در این اعتراضات شناخته می‌شود و برخی از عنوان "فرشته آزادی" برایش استفاده کردند.نیروهای امنیتی حکومت ایران، با تحت فشار گذاشتن خانواده ندا، از آنان خواست تا به محل دیگری منتقل شوند. شیرین عبادی اعلام کرد که مسئله قتل ندا را پیگیری حقوقی خواهد کرد. وی تاکید کرد که حتی اگر ندا در تظاهرات حضور هم داشته، نیروهای امنیتی حق قتل وی را نداشته‌اند.»

اگر فیلم را نتوانستید دانلود کنید از آنهایی که دانلود کردند بپرسید!

تحلیلی درباره فیلم و دانلود آن
دانلود مستقیم (8.9 مگابایت)
دانلود غیرمستقیم

|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در جمعه چهارم دی 1388  |
 سلام بر حسین علیه السلام و خداحافظ شما

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

اول تر از همه چیز،مصیبت جانگداز امام حسین علیه السلام را تسلیت عرض می کنم.سوگواری امام حسین نسبت به دیگر مراسمات مذهبی عالم دیگری دارد که باعث شگفتی ماست. بقول محتشم کاشانی:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است / باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است...
بعد از مدت ها فرصتی شد برای نوشتن.بخاطر درس و کنکور و کمی هم خصومت اینترنت دانشگاه با بلاگفا بعلاوه تنبلی ما از نوشتن خیلی چیزها،گذشتیم.از این جهت می گویم خصومت اینترنت دانشگاه با بلاگفا که بعضی وقتها یک فایلی را با سرعت 1 مگابایت بر ثانیه دانلود می کنیم ولی بلاگفا که می زنی باید صبر ایوب داشته باشی تا بالا بیاید.البته شاید دلیلی فنی داشته باشد که ما از دانستنش محرومیم.

از دوستان وبلاگ نویس تشکر می کنم که مطلب می نویسند!و عذر خواهی می کنم که وقتی نیست برای خواندن همه ی مطالب و نوشتن حتی یک نظر.من حق دارم در وبلاگ دوستانم نظر ندهم و دوستان هم حق دارند که پیش خود فکر کنند که این چقدر خودش را تحویل می گیرد.اصلا به نظر من در واقع،اینی نیست!
از نارسیس هم عذرخواهی می کنم که در مورد موضوعات وبلاگ نویسان،وقتی نشد که بنویسیم اگرچه دوست داشتم.
این بار آمدم تا وبلاگ نویسی را برای 2 ماه به کنکور بفروشم.می دانم که اگر در این معامله سودی نباشد ضرر نیست.پس درِ دیوارنویسی ما بغیر از دو مطلب بعدی تا دو ماه بسته شد!



پ.ن:این مطالب اخیر هم به یمن مسیر ۵-۶ ساعته شیراز-گراش و عزاداری امام حسین(ع) و رانندگی پدر است!
|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در پنجشنبه سوم دی 1388  |
 دسته گلها دسته دسته میروند از یادها

«دسته گلها دسته دسته می روند از یادها
گریه کن ای آسمان،در مرگ طوفان زادها

سخت گمنامید،اما ای شقایق سیرتان
کیسه می دوزند با نام شما شیاد ها»

دفاع مقدس یا همان جنگ تحمیلی که چند وقت پیش هفته اش بود را باید قدر دانست.
جالبه این روز ها ما میگیم:«بابا بسه، چقدر تکرار این حرف ها،خسته شدیم.والا هرچی می خواستید بگید ما شنیدیم.دیگه بیشتر از این سر ما منت نذارین!...»
واقعا خجالت آوره که ما این طور جواب اینا رو بدیم.خیلی از چیزا تکرارش خوبه، اصلا مگه هر چی تکراریه بده؟! مگه تکرار دوست داشتن بده؟! مگه تکرار لحظه های خوب بده؟! مگه تکرار لحظه های خوندن کتاب و رمان بده؟! همانطور که "تکرار خواندن" کتابهای نخوانده خوبست،"تکرار شنیدن" داستان های نشنیده ی دفاع مقدس نیز خوب و شیرین است.آدم موجود فراموش کاریه،خیلی سریع یک سری از مسائل اساسی رو فراموش می کنه.این که چقدر خدا در مواقع حساس کمکش می کنه واو از درون منقلب میشه ولی مدتی که گذشت انگار نه انگار.تکرار،برای به یاد نگه داشتنِ نگه داشتنی هاست.

«غیر تکرار غریبی،هان!چه معنا می کنید
غربت خورشید را در آخرین خرداد ها؟

با تمام خویش نالیدم چو ابری بی قرار
گفتم ای باران که می کوبی به طبل باد ها

هان!بکوب اما به آن عاشق ترین عاشق بگو:
زنده ای،ای زنده تر از زندگی! در یاد ها

مثل دریا ناله سر کن در شب طوفان و موج
هیچ چیز از ما نمی ماند مگر فریاد ها!»

فکر می کنم همه در این مورد اتفاق نظر داریم: کسانیکه در راه پاسداری از کشورمان و دفاع از آرمانهایمان جنگیدند را باید محترم بشماریم . حالا شاید آرمان های بعضی ها امروز، همان آرمانی(وصیت یه شهید برای نوشته ی سنگ قبرش:"پر کاهی تقدیم به آستان الهی" آرمانشون خدا بود.) نیست که شهدا در راه آن جانشان را تقدیم کردند ولی وطن همه ی ما که مشترک است . وطنی که آنها با جان و دل از آن دفاع کردند.ما نبودیم آن زمان که مردم خرمشهر آواره ی خیابان و بیابان بودند اما شنیدیم از زبان سخنران ها و نویسنده ها(مثلا کتاب «دا» خانم حسینی).آن روزها بود که این ایثارگران سینه ی خود را سپر گلوله ها می کردند تا به دیوار خانه های مرمری امروز ما خط نیفتد.
ماها امروز حرف های زیادی می زنیم.هر کی هرچی فکر میکند بگوید شاید بتوانیم با هم بنتیجه ای برسیم.از این موضوع حرف های زیادی دارم...اما بشکنه دست کنکور که برای ما نمک نداره!


«آیا دروغ بود عشق،
و مردانی که به آسمان رسیدند؟
ای شهر
چگونه پلک هایت را بسته ای!»

«کامبیز خان دوست دارد پسرش را آلفرد صدا کند.
آلفرد فکر می کند از دماغ فیل افتاده است
...سوزی بی آنکه خجالت بکشد
نامه ی بوی فرندهایش را برای مادرش می خواند
رادیو از ماووت می گوید
مادرم آماده می شود به بهشت زهرا برود.»

پ.ن:جمله های داخل گیومه سروده های علیرضا قزوه است.

|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در چهارشنبه ششم آبان 1388  |
 بدون تحلیل،بدون عنوان
بعد از صحبت های  آیه الله سید علی محمد دستغیب در مجلس خبرگان،واکنش های مختلفی را در کشور،مخصوصا استان فارس شاهد بودیم(از جمله مطلب اول).در این میان واکنش آقای سید عبدالعلی آیه اللهی بعد از اعلام برائت نظرم را به خود جلب کرد.با هم بخوانیم...

مطلب اول>>
صحبت نو / چهاردهم مهر:
طي نامه‌اي به محضر رهبر فرزانه انقلاب‌ صورت گرفت. سيد عبدالعلي آيت‌اللهي امام جمعه لارستان، امام جمعه جويم لارستان، محمدحسين حلاجي امام جمعه گراش، علي‌اصغر حسني نماينده لارستان، منصور محتاجي فرماندار لارستان، نسبت ‌به مواضع دستغيب‌ اعلام برائت کردند.

 خبرگزاري فارس: جمع كثيري از نخبگان و خواص استان فارس طي نامه‌‌اي به محضر مبارك رهبر فرزانه انقلاب، نسبت به مواضع اخير علي‌محمد دستغيب اعلام برائت كردند.

 به گزارش خبرگزاري فارس از شيراز، در اين نامه كه بعدازظهر امروز به دفتر خبرگزاري فارس در استان فارس تحويل شد، آمده است: محضر مبارك ولي‌امر مسلمين و رهبر فرزانه انقلاب اسلامي حضرت آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي (دامت ظله) سلام عليكم

با آرزوي سلامتي‌، صحت و طول عمر باعزت براي آن وجود شريف نظر به اينكه آقاي سيد علي محمد دستغيب يكي از نمايندگان اين استان در مجلس خبرگان رهبري به‌دنبال مواضع ناصواب و انحرافي گذشته خود به‌ويژه در مقطع انتخابات و فتنه پس‌از آن،‌ در اجلاس اخير آن مجلس نيز با ايراد سخناني ساختار‌شكنانه، غيرمنطقي و خلاف موازين قانوني، اركان نظام و قواي سه‌گانه را مورد اهانت قرار داده است، ‌ما امضاكنندگان ذيل ضمن اعلام برائت از مواضع دشمن شادكن ايشان اعلام مي‌داريم، سخنان و مواضع نامبرده مورد قبول قاطبه مردم ولايت‌مدار و انقلابي استان فارس كه همواره دل در گرو نظرات صائب و نصايح مشفقانه روحانيت مخلص و ولايي استان و شهيد محراب (حضرت آيت‌الله دستغيب) در حمايت از حريم ولايت، رهبري و نظام اسلامي دارند، نبوده و نيست، لذا با عرض تقدير و تشكر فراوان از رهنمودها و هشدارهاي حكيمانه كه توأم با سعه صدر و رأفت اسلامي حضرت مستطاب عالي است، از ايشان انتظار داريم كه از مواضع غير معقول و خلاف واقع خود اعراض كرده و در صورت اصرار بر مواضع خويش،‌ به‌طور يقين مشاراليه را به عنوان نماينده منتخب خود در مجلس خبرگان رهبري نمي‌دانيم.

از ذات اقدس باري تعالي بقاي عمر آن وجود عزتمند را مسئلت داريم.


مطلب دوم>>


صحبت نو / یکشنبه نوزدهم مهر:

پارلمان نیوز :به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، امام جمعه لارستان در پاسخ به نامه دفتر آیت الله سیدمحمدعلی دستغیب به او درباره امضای نامه‌ای از سوی او علیه این مرجع تقلید نوشت:

 با اهدا سلام و تحیت صمیمانه

روز گذشته یک‌نفر شیخ به نام ولدان با یکنفر از دوستان به منزل آمدند و حقیر را  فریب شیطانی داد و اظهار نمود عده زیادی از علما و ائمه جمعه امضا نموده‌اند نامه‌ای را که همراه داشت و حتی تصریح نمود که آیت الله سید علی اصغر دستغیب مدظله هم امضا نموده و حقیر هم با فریب او امضا نمودم، بعد معلوم شد که گفته‌های او دروغ صرف بوده، حقیر آیت اللهی جدا عذرخواهی می‌کنم و شرمنده هستم.


همانطور که در تیتر مطلب دیدید،تحلیلی نمی نویسم.اما به نظر من علت های این واقعه بیشتر از چند حالت نمی تواند باشد...متاسفانه صفحه های هر کدام از این علت ها را که ورق می زنم به پایان مقبولی نمی رسم!!

اخبار مرتبط:
>>متن سخنان دستغیب در خبرگان
>>جوابیه آیت اللهی
>>تا آستانه اخراج

|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388  |
 اثبات موجودی که وجودش برای جهانیان واجب است

این مطلب ادامه مطالب اعتقادی قبلی است که اگر خدا بخواهد و فرصت بدهد ادامه خواهد داشت.

1-از نظر فلسفی یک موجود یا واجب الوجود است و یا  ممکن الوجود
-موجود واجب الوجود: موجودی است که وجودش وابسته به وجود دیگری نیست و علتی برای وجودش ندارد.
- موجود ممکن الوجود: موجودی است که وجودش منوط به وجود دیگری است و علت وجودیش موجود دیگری است.
نکته: قاعده ای است که می گوید:«هر موجودی نیازمند به علت است.».این قاعده کلیت ندارد و موجود واجب الوجود مثال نقض این قاعده است.اگر این قاعده را بدون خطا بدانیم و برای هر موجودی علتی در نظر بگیریم این معلول ها وعلت ها را زنجیر وار دنبال کنیم به علتی میرسیم که علتی ندارد یعنی موجودی که علت ندارد.پس این موجود اولیه بدون علت است واین قاعده نقض می شود.

2-علت العلل این جهان کیست؟یا چیست؟ من ممکن الوجودم.من از پدرم و پدرانم در نهایت از آدم و هوا بوجود آمدم.
فرض می کنیم نظریه داروین- که می گوید آدم شکل تکامل یافته ی حیوانیاتی شبیه به آدم است- درست باشد.و این حیوانات هم طبق بعضی از فرضیات زیست شناختی که می گوید همه ی حیوانات از سبزه ها و جلبک های آبها بوجود آمده اند و این جلبک ها هم زاده ی فرایند های شیمیایی گاز ها باشند. این نظریاتی که در زیست شناسی، مطرح است مورد قبول عده ای از دانشمندان است اما هنوز بطور قاطع اثبات نشده است.اگر این نظریه درست باشد نهایت این علت ها به جلبک ها و یا موجود دیگری ختم می شود.
همه ی این موجودات که علت های وجودی یکدیگرند ممکن الوجودند.آیا نمی توان گفت که علت های وجودی همه ی این ممکن الوجود ها،ممکن الوجود است؟آیا نمی شود این علت های ممکن الوجود تا بی نهایت ادامه داشته باشد و نیازی به واجب الوجود نباشد؟خیر. به این مثال توجه کنیم: دونده هایی وجود دارند که پشت خط،آماده به حرکت ایستاده اند و همگی تصمیم گرفته اند وقتی شروع به حرکت کنند که رد شدن حداقل یکی از دونده ها را از خط شروع ببینند.در این صورت آیا کسی شروع به دویدن می کند؟؟؟

3-از مطالب پاراگراف های بالا نتیجه می گیریم: عالم ماده و غیر ماده که متشکل از موجودات ممکن الوجود است نیازمند موجود واجب الوجودی هست که از اول بوده و تا آخر خواهد بود.
|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در چهارشنبه هشتم مهر 1388  |
 موج وبلاگی بعد از خواب وبلاگی
سلام
چند وقتی است که در خواب اینترنتی بسر می برم،اگر بگذارند تا بعد از کنکور ادامه خواهد داشت.خودم دوست ندارم زیاد بخوابم،هر وقت زیاد می خوابم از خودم بدم می آید.فکر کنم همه اینجوری اند که اگر مثل من بدرد نخورند احساس نفرتی نسبت به خودشان پیدا می کنند که بعضی ها با زرنگی خاصی خودشان را تبرئه می کنند و زمین و زمان را در این مقوله مقصر می دانند.

این خوابمان هم علت داشت علت بدردنخورش هم این موج سبز بود که امتحان های ما را به این اواخر تعطیلات انداخت.تب و تاب این امتحانات را به همراه داشته ایم تا الان که نتایج درخشانش روی سرمان خراب شده اند.باور نمی کنی نتایجش درخشان باشد، اگر نتایجش درخشان نبود که تا الان موج سبزی باقی نبود!!،ای بابا!! هی می گوییم موج سبز،جنبش سبز.دلتان می آید رنگ سبز خودتان را روی این جنبش گذاشته اید.رنگ سبزی که بر روی این جنبش گذاشته اند تاریخ مصرفش تمام شد و رنگ اصلیش مشخص شد.رنگ سبز در انتطار آن مرد موعود معنی می شود.یعنی همان نهضت انتظار سبز.

به لطف خدا در شهرمان گراش هم موج وبلاگی خوبی براه افتاده است که امیدوارم این موج،بالا و پائین رفتنش هماهنگ باشد.
مثلا همین روی خط گراش خودمان فرکانس های خوبی ایجاد می کرد که دستگاهش خراب شده.امیدواریم زودتر دستگاهش را درست کند.
درد و دل های این حامد هم وقتی با گاه نوشته های یک جوان پیوند خویشاوندی می خورد شاید سدی از جلوی محمدحسن برداشته شود.
از دیگر وبلاگ های این موج خود وبلاگ دیگر.. است.البته یک عدد راپورتچی هم داریم.
این موج خیلی باید مواج باشد تا گراش من و شما را تکانی دهد.موج باید نامه های گرد وخاک گرفته را هم گردگیری کند.
وبلاگ جدید سعید هم بزودی به این موج می پیوندد.در تالار گپ با تفحصی کوتاه تفحص نور را هم پیدا کردیم.گاه نوشته های شخصی را هم خیلی وقت است که در این موج ندیده ام.
البته این موج وبلاگ زیاد دارد که اگر وبلاگی را از قلم انداخته ایم تقصیر این وقت کم و ذهن معیوب ماست...یاعلی

البته یادم رفت بگم که:دوستان... موجیم که آسودگی ما عدم ماست

|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در پنجشنبه دوم مهر 1388  |
 طنز جوک نیست،نشریه صحبت نون هم جوک نیست.

طنز های اجتماعی،انتقادهایی جدی هستند که آلوده به شوخی شده اند،البته هم آلوده و هم مزیّن. وقتی مردم انتقادهایی را که از هر قشر یا از هر مسئولی دارند بیان کنند و نمودی از آن را در رفتار آنها نبینند،مطمئنا دست به انتقادهای صریح تر یا زننده تر می زنند.طنز هم یکی از آن انتقادهای زننده است که از دل این منتقدین بوجود می آید.
عده ای به این طنزها می خندند و عده ای هم می گریند.طنز مانند جوک نیست که فقط خنده دار باشد بلکه طنز ریشه در مشکلات و ناهنجاری های اجتماعی دارد.آنهایی که از این ناهنجاری ها ناراحتند این طنز ها آنها را نمی خنداند.البته اغراق ها و بزرگ نمایی ها در آن باعث آگاهی و جلب توجه مردم می شود و این آگاهی مردم شاید برای آنها خوشحالی به ارمغان بیاورد.ولی من به آنها پیشنهاد می کنم برای یک بار هم که شده این طنزها را بخوانند و بخندند.
معمولا شخصیت هایی که در طنزها استفاده می شود انعکاسی اغراقی از شخصیت های حقیقی هستند.شناسایی شخصیت های حقیقی ای که در طنز ها استفاده می شوند برای کسانی که در جریان این طنز ها هستند کار آسانی است ولی دیگران می توانند با مقایسه ی نشان های رفتاری، گفتاری و یا اسمی در طنز و واقعیت،شخصیت های حقیقی را در این طنزها شناسایی کنند.
امیدواریم که این طنز ها موثر واقع شوند.باز یادآوری می کنم که همیشه طنز انتقادهای خنده آور تندی هستند که شاید ریشه در واقعیت داشته باشند و شاید هم نداشته باشند.

نشریه ی صحبت نون که چند وقتی است به صورت اینترنتی در وبلاگ صحبت ما منتشر شده است طنز یا انتقادی از نشریه ی صحبت نو است که خیلی جالب طراحی شده است.البته معلوم نیست که انتشار آن را تداوم دهند یا نه؟.شاید تک شماره ای بیشتر نبود.

این نشریه را می توانید در لینک های زیر دانلود کنید:
نشریه ی صحبت نون یا در وبلاگ صحبت ما


اگرچه وقت آن گذشته است اما طعم شادی و غم آن در دلمان باقیست.
میلاد سراسر نور حضرت مهدی موعود(عج) بر عالمیان مبارک باد.
اللهم عجل لولیک الفرج.
|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388  |
 بازخوانی
این جملات را چند ماه پیش در پست های قبلی نوشته بودم. فرصتی برای نوشتن نیست اما دیدم این سخنان در شرایط امروز می تواند معیاری برای شناخت صحیح ماها باشد.بهترین نوع شناخت  توجه به معیارهایی است که در زمان های مختلف رنگ عوض نمی کنند،یعنی افراد(به غیر از معصوم) اگر چه با سابقه های عالی باشند ولی هیچ وقت معیار خوبی برای یک شناخت خوب نیستند.
این سه جمله از آیه الله شهید بهشتی است:

*یکی از مصیبت های عصر ما اینست که "اشخاص" کم کم دارند جانشین ارزش ها می شوند.این خطرناک است.

*ما برای حفظ جمهوری اسلامی، باید اجتهاد انقلابی داشته باشیم.یعنی اجتهادی که محافظه کارانه نباشد.اجتهادی که با همه نهادها وهمه مسائل با روحیه انقلابی برخورد کند.

*تلخی برخورد صادقانه را بر شیرینی برخورد منافقانه ترجیح میدهم.

|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388  |
 حرف های مانده از انتخابات

خدایا؛ اولین جمله ام برای تو.الحمدلله الذی لا اله الا هو.الحمدلله الذی احیانا.الحمدلله الذی هدانا لهذا. الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولاية علي بن ابيطالب (ع)

هر بار که با رویداد جدیدی مواجه می شویم، عیار افراد در این کشور مشخص می شود.افرادی که در گذشته امتحان داده اند فکر می کنند که دیگر تا آخر عمر نباید از آنها امتحان گرفت.حدود یک ماه از انتخابات می گذرد ولی من چند سوال در ذهنم باقی مانده و می خواهم جواب آنها را به تاریخ بسپارم.

آقای موسوی؛قبلا گفته بودیم(گفته های قبل پاراگراف چهارم را بخوانید) که اگر خواستی رئیس جمهور شوی ابوسفیان ها را با خود به داخل حکومت نیاور.آقای موسوی جای سوال دارد که شما در این مدت چه کرده اید؟ که علیرضا پهلوی(پسر محمدرضا شاه) درباره مواضع امروز شما بگوید:امروز با بعضی از کسانی که پدر من را از شاهی خلع کردند به تقاطع مشترک رسیده ایم.
آقای موسوی؛شما در تبلیغات انتخاباتی خیلی حرف از کرامت انسانی می زدید،آیا فکر نمی کنید شما با کلید زدن این تجمعات و اغتشاشات کرامت ۷۰ میلیون نفر را زیر پا گذاشتید؟کرامتی که مردم با حضورشان در انتخابات به نمایش گذاشته بودند.دوستان شما از قبل برچسب های تقلب را به این انتخابات زده بودند.شما خواستار ابطال انتخابات هستید،فرض کنید انتخابات ابطال شد آن وقت چه ضمانتی وجود دارد که اگر  دوباره رای نیاوردید انتخابات را باطل ندانید؟برای شما که نمی خواهید شکستتان را بپذیرید چه فرقی می کند که انتخابات دوباره برگذار شود؟ فرض کنید شما انتخاب شدید،آیا گروه دیگر حق ندارند که خواستار برگذاری مجدد انتخابات باشند؟مگر می شود که انتخابات بر اساس حرف و حدیث ها به چند باره برگذار و ابطال شود؟
آقای موسوی؛من دیدم شما در مناظره ها خیلی حرف از قانون گرایی می زدید و دولت را به قانون گریزی متهم می کردید،می گفتید که اگر قانون ما مشکل هم داشته باشد باید(حداقل به صورت سوری هم که شده) به آن پایبند باشیم،ولی ما در حرف ها و بیانیه های اخیر شما این رویکرد را ندیدیم؟حالا تجمعات غیر قانونی شما بجای خود،ولی با وجود این که افرادی را مشاهده کردید(شاید هم مشاهده نکردید!!) که از تجمعات شما سوءاستفاده می کنند ولی باز هم طرفداران خود را به تجمع و اعتراض غیر قانونی دعوت کردید؟
اعتراف بعضی از اغتشاش گران به حمل سلاح گرم
آقای موسوی؛به قول آن آمریکایی(فلينت لورت:آقای موسوی باید...) که به هر حال خوبی شما را می خواهد،به صورت آبرومندانه ای از این غائله عقب نشینی کن که بعد ها دوباره بتوانی اعتماد از دست رفته را بازیابی کنی.
ابولحسن بنی صدر:انتخابات اخیر در ایران،پایانی برای اصلاح طلبان
سایت تحلیلی مديا مانيتورز:چه کسانی از نتیجه ی انتخابات ناراحتند؟
تدارک شکست در 3 سکانس

به هر حال انتخابات با همه ی خوبی ها و بدی هایش گذشت.یکی از خوبی هایش این بود که مردم خدمتگزاران امروز انقلاب را بازشناسی کردند و خدمتگزاران دیروز انقلاب را دوباره محک زدند و بدرستی شناختند.رئیس جمهور به رای مردم انتخاب شد.ولی نه همه ی مردم،نصف بیشتر آنها.البته عده ی کمتر خود را بیشتر می بینند.عده ای هم مثل اینکه مردم سالاری و دموکراسی فقط لقلقه ی زبان شان بود.خودشان را سالار می دانند.

|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در جمعه نوزدهم تیر 1388  |
 شاخصه های رهبری برای انتخاب اصلح
صحبت های رهبری در سفر به استان کردستان را که در رابطه با انتخابات،دولت و صحبت های کاندیدا ها بوده جمع آوری کردم.رهبری در این اوضاع و با توجه به فضای امروز کشور، این شاخصه ها را برای انتخاب به مردم دادند.اگر ملاک های ایشان مطابق با یکی از کاندیدا ها است دلیل بر حمایت شخص حقوقی رهبر، از آن کاندیدا نیست.صحبت های ایشان با توجه به آگاهی شان از اوضاع کشور ابزار خوبی برای انتخاب است.
به امید انتخاب فردی که صلاح مملکت در انتخاب اوست نه صلاح یک حزب و جناح.این گونه فردی اصلح است.برای انتخاب اصلح وقت بگذارید.

مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه ای:

دیدار مسئولان و مدیران رده های مختلف دستگاه های اجرایی و اداری استان کردستان
 (۱۳۸۸/۰۲/۲۷ - ۲۱:۲۳)::

(مربوط به دولت)رهبر انقلاب اسلامی کارهای انجام شده در استان را خوب و استاندار کردستان را خدوم و باکفایت دانستند و افزودند:  واقعیاتی که از خلال مشاهدات، گزارش‌های مردمی و بررسی هیأت های مختلف سفر، آشکار می شود نشان دهنده کمبودهای فراوانی است که فقط با "کار و تلاش خستگی ناپذیر" رفع خواهد شد.
(مربوط به دولت)ایشان اجرای کامل مصوبات سفرهای استانی ارزشمند دولت و تحقق مصوبات دو روز پیش هیأت وزیران در سنندج را گامی بلند در حل مشکلات استان خواندند و به استاندار و مدیران رده های مختلف کردستان تاکید کردند: با تکیه بر خداوند و کمک گرفتن از مردم برای اجرای کامل این مصوبات کمر همت ببندید که البته مسئولان مرکز هم باید به شما کمک کنند.

اجتماع پرشكوه مردم مومن، پرمحبت و نجيب بيجار (۱۳۸۸/۰۲/۲۸ - ۱۳:۱۸)::
(ایستادگی در مقابل زور گویان،برای چه؟)كساني را روي كار بياوريد كه راه امام و ارزشها و اصول آن بزرگوار را ادامه دهند و ايستادگي در مقابل زورگويان جهاني را، «ارزش» بدانند.
(مانع چه کسانی شویم؟)رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به آگاهي نسل جوان،‌خاطرنشان كردند: اين آگاهي عمومي، همچون تمامي صحنه هاي ديگر، در انتخابات نيز جلوه كند تا حضور آگاهانه ملت مانع از سركار آمدن كساني شود كه بخواهند در مقابل دشمنان تسليم شوند و آبروي ملت را ببرند.
(مصیبت برای ما چیست؟)حضرت آيت الله خامنه اي در تكميل معيارهاي انتخاب صالح ترين فرد به رياست جمهوري افزودند: اگر در پي انتخابات، كساني در مراكز گوناگون سياسي و اقتصادي روي كار بيايند كه بجاي ادامه راه امام و ترويج اصول و ارزشهای امام و انقلاب، بخواهند با تملق گويي دولتهاي مستكبر غربي، به خيال خود موقعيتي براي ايران دست و پا كنند، اين براي ملت يك مصيبت است.

دیدار جمعی از خانواده های معزز شهدا(۱۳۸۸/۰۳/۰۳ - ۱۴:۰۰)::
(دشمنان چه می خواهند؟)حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه افزودند: دشمنان ایران و ایرانی، افتخار به اسلام و ارزشهای اسلامی را نمی پسندند، بر همین اساس همه از جمله مسئولان و همچنین نامزدهای انتخاباتی باید هوشیار باشند تا مبادا برای دلخوشی دشمنان سخنی بر زبان بیاورند.
(چه چیزی برای انتخاب مد نظر باشد؟)ایشان تأکید کردند: فقط باید رضایت خدا مد نظر باشد و معیار قضاوت نیز پایبندی محکم اسلام است.
(این پیشرفت ها به برکت چیست؟)رهبر انقلاب اسلامی افزودند: عظمت امروز ملت ایران در میان ملتهای اسلامی، امنیت کشور، حرکت به سمت سازندگی، پیشرفتهای بزرگ علمی و فناوری، و افزایش دانشمندان، محققان، و دانشجویان کشور، همه به برکت خون شهیدان است.

اجتماع باشکوه مردم شجاع و مهربان سقز(۱۳۸۸/۰۲/۲۹ - ۱۴:۰۰)::
(مربوط به دولت)رهبر انقلاب اسلامی اجرای کامل مصوبات دو سفر استانی دولت و مصوبات روز جمعه هیئت وزیران در سنندج را باعث برطرف شدن عمده مشکلات استان خواندند و افزودند: مدیریت خوب استان، باید بطور جدی پیگیر این مصوبات باشد و مسئولان دلسوز دولت هم که به مسائل مناطق مختلف کشور توجه خوبی دارند، نهایت سعی و تلاش خود را در این زمینه بکار گیرند.

(چه کسانی در مقابل مطرح شدن هولوکاست احساس خجالت می کنند؟)رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد از کسانی که به روحیه ایستادگی ملت ایران اعتراض می کنند افزودند: امروز یعنی در دوران سرافرازی ملت ایران و نظام اسلامی، وقتی کسی جنایات امریکا و صهیونیستها را در تریبونهای جهانی مطرح می کند ملتهای جهان از انقلاب اسلامی درس می گیرند و شجاع می شوند اما متأسفانه در داخل عده ای احساس خجالت و شرمندگی می کنند همانگونه که در رژیم طاغوت هم برخی از خواندن نماز در میان جماعت و در ملأ عام احساس شرمندگی می کردند.
(آیا ما از ژنو و کلمبیا سرافکنده برگشتیم؟)حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: مواضع صریح و مستحکم ملت مقتدر ایران درباره مسائل بین المللی همواره باید با افتخار مطرح شود تا جهانیان عظمت این مردم و نظام منتخب آنها را بیشتر دریابند.

دیدار صدها نفر از سران، معتمدان و متنفذین عشایر و طوائف استان کردستان (۱۳۸۸/۰۲/۲۴ - ۲۰:۴۸)::
(آیا کشور به سمت پرتگاه می رود؟)به فضل الهی، هوشیاری و بیداری مردم و مسئولان و کار و تلاش همگانی، آینده ای درخشان در انتظار ملت بزرگ ایران است.

اجتماع عظیم مردم کردستان (۱۳۸۸/۰۲/۲۲ - ۱۶:۴۲)::
(در سیاست های خارجه چه ملاکی را در نظر بگیریم؟)حضرت آیت الله خامنه ای حفظ عزت ملی را در گرو حفظ ایمان، وحدت، اقدام شجاعانه، استقامت و ارتقای روحیه «کار و تلاش و ابتکار» خواندند و افزودند: حفظ عزت ملی نقطه ای اساسی در تحلیل حوادث سیاسی است و همه مردم بخصوص جوانان باید در بررسی مسائل، به علل تداوم عزت ملی توجه کافی کنند.
(مربوط به دولت)حضرت آیت الله خامنه ای فعالیتهای ضد انقلاب در سالهای اول تشکیل جمهوری اسلامی باعث از دست رفتن فرصت کار عمرانی و سرمایه گذاری بیشتر در استان کردستان دانستند و افزودند: دولتها کارهای فراوانی در این استان انجام داده اند بگونه ای که امروز بر خلاف دوران طاغوت، دولتها به استانها و شهرهای مختلف کشور می روند و مردم دور افتاده ترین مناطق نیز، شاهد حضور رئیس جمهور، وزرا و دیگر مسئولان هستند.
(تاکید بر حضور،برای چیست؟)حضرت آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سخنان خود، انتخابات را از آزمونهای بزرگ ملی برشمردند و خاطرنشان کردند: حضور فعال و همه جانبه مردم در انتخابات ریاست جمهوری، مسئله ای بسیار مهم است و باعث افزایش آبرو و عزت ملی و تحکیم استقامت کشور خواهد شد و دشمن را از طمع ورزی، توطئه گری و فساد و فتنه، ناامید خواهد کرد.
(اهمیت انتخابات ۲۲ خرداد)رهبر انقلاب اسلامی، امکانات بسیار گسترده ای را که در اختیار رئیس قوه مجریه است، از جمله علل اهمیت انتخابات 22 خرداد برشمردند و افزودند: ملت بزرگ ایران برای خود «حق و توان تصمیم گیری و تأثیرگذاری» در روند مدیریت و اداره کشور قائل است و می داند و می بیند که اگر رئیس جمهور منتخب او شور و شوق و اراده داشته باشد می تواند چه خدمات بزرگی انجام دهد.
(انتخاب اصلح)ایشان در همین زمینه افزودند: همه نامزدهایی که شورای نگهبان اعلام می کند صالحند اما نباید در مسئله مهمی همچون انتخاب رئیس جمهور به حداقل ها کفایت کرد بلکه باید با تکیه بر شاخص ها، از میان نامزدهای صالح، بهترین و صالح ترین نامزد را انتخاب کرد.
(شاخصه هایی مهم برای انتخاب)حضرت آیت الله خامنه ای، با یادآوری اینکه بنده نسبت به اشخاص هیچگونه نظری ابراز نمی کنم به تبیین شاخص های مهم انتخاب صالح ترین رئیس جمهور پرداختند و خطاب به ملت افزودند: کسی را برگزینید که درد کشور را بفهمد، درد مردم را بداند و از درد مردم احساس درد کند، با مردم یگانه و صمیمی باشد، ساده زیست باشد و خود و خانواده و نزدیکانش از فساد و اشرافی گری و اسراف دور باشند چرا که گرایش مسئولان به اشراف و تجمل آفت بزرگی است.
(به قصد قربت رای بدهید)رهبر انقلاب اسلامی در جمعبندی این بخش از سخنانشان به مردم تأکید کردند: با این شاخص ها در میان نامزدها جستجو کنید تا آگاهانه به صالح ترین فرد برسید سپس با قصد قربت، به آنچه رسیدید رأی دهید تا خداوند نیز به شما اجر دهد.
(خلاف گویی بعضی ها)حضرت آیت الله خامنه ای همچنین نامزدهای محترمی را که مشغول تبلیغات و بیان دیدگاههای خود هستند به انصاف، پرهیز از تخریب و توجه کامل به حق و صدق فراخواندند و افزودند: نامزدها گاه مسائلی خلاف واقع درباره اوضاع کشور و مسائل اقتصادی مطرح می کنند که مردم را نگران می کند و انسان نمی تواند باور کند که دادن این همه نسبت خلاف، از روی صدق و صفا مطرح شده باشد.
(تخریب افکار عمومی=تخریب خود)ایشان به نامزدهای انتخاباتی خاطرنشان کردند: کسی به گوینده اینگونه حرفهای تخریبی که انشاءالله از روی اشتباه بیان می شود، دلبسته و علاقه مند نخواهد شد بنابراین نامزدهای محترم دقت کنند که با حرفهایی که بسیاری از آنها واقعیت هم ندارد افکار عمومی را تخریب نکنند.
(اراده ی مسولان متکی به اراده مردم)حضرت آیت الله خامنه ای در پایان سخنانشان تأکید کردند: ملت و مسئولان ایران، حاکمیت اسلام را که متضمن آبادی دنیا و آخرت مردم است به عنوان هدف اصلی خود برگزیده اند و در این راه تا آخر ایستاده اند و هیچ فشار و قدرتی نمی تواند بر اراده مسئولان که متکی بر اراده ملت است تأثیری بگذارد.

اجتماع پرشور مردم مؤمن، پرمحبت و دلاور مریوان (۱۳۸۸/۰۲/۲۶ - ۱۴:۴۲)::
(منافع ملی در چیست؟)دشمنان این سرزمین بزرگ، در پیشرفت و عظمت ایران اسلامی هیچ منفعتی برای خود نمی بینند بنابر این هر نوع وابستگی به «نسخه های بیگانه نوشته» خلاف منافع ملی و تخریب کننده «استقلال و عزت و آبادانی» کشور است.
(تدبر در لیبرالیسم!)رهبر انقلاب اسلامی ناتوانی نظام سرمایه داری غرب را در مقابله با بحرانهای اقتصادی، دلیل روشنی بر ضعف «شیوه های مدیریتی کشورهای غربی» دانستند و افزودند: مسئولان، ملت و به خصوص جوانان و اندیشمندان در این واقعیت، تامل و تدبر کنند.
(تکرار حرف های غربی امتیاز است؟)حضرت آیت الله خامنه ای، از کسانی که در زمانهای مختلف از جمله در دوران انتخابات برای جلب توجه مردم، به تکرار حرفهای غربی ها می پردازند انتقاد کردند و افزودند: اینگونه حرفها هیچ امتیازی محسوب نمی شود بلکه مخالفت با تفکر و هویت «اسلامی- ایرانی» به شمار می آید.
(اعتراف سیاست مداران دنیا)حضرت آیت الله خامنه ای، اعتراف سیاستمداران و سیاست سازان دنیا را به جایگاه منطقه ای و جهانی جمهوری اسلامی ایران، نشانه ای از ثبات و اقتدار کشور برشمردند و افزودند: نظام اسلامی به فضل الهی در موقعیتی قرار گرفته که می تواند بر روی طرحهای بلند مدت پیشرفت و شکوفایی» متمرکز شود.
(مربوط به دولت)حضرت آیت الله خامنه ای با قدردانی از همت تحسین برانگیز مسئولان کشور برای حل مشکلات و کمبودها، به جلسه دیشب اعضای هیئت دولت با ایشان اشاره کردند و افزودند: مسئولان دولت با شناخت دقیق از واقعیت ها، تصمیمات خوبی برای مناطق مختلف کردستان از جمله مریوان اتخاذ کرده اند که امیدواریم بطور کامل عملی شود.
(اقتدار حقیقی در چیست؟)اقتدار حقیقی ملت و نظام در گرو وفاداری مستمر به آرمان ها و شعارهای انقلاب اسلامی است.

 

|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در دوشنبه هجدهم خرداد 1388  |
 صحبت نو؛حرفی برای تمام فصول؟!

در سطح ملی صدا و سیما رسانه ایست که می تواند خبر های مربوط به کشورمان را برای اقشار مختلف جامعه منعکس کند.البته رسانه های زیادی داریم که نیاز به نام بردن نیست.صحبت نو گراش یکی از "نیم ماه نامه" یا" دوهفته نامه" هایی است که در شهرمان گراش منتشر می شود و فضای مکتوب رسانه ای این شهر را تغذیه می کند.کسانی که از بیرون به شهر می نگرند این نشریه را می بینند و با آن گوی قضاوت را به میدان شهر می اندازند،حال چه این نشریه ی محلی حرفی از جنس مردم باشد و چه حرف عده ی قلیلی که در آن فعالیت می کنند.
صحبت نو همه ی مردم را به نوشتن حرف هایشان دعوت می کند و "تضارب آرا و اندیشه" را(در سر مقاله هایش) سرلوحه ی شعار خود قرار داده است ولی باید توجه داشت که مردم وقتی حاضر به نوشتن هستند که امنیت نوشته ها یا حرف هایشان حفظ شود و نشریه هم این اعتماد را برای آنها به وجود آورد.یکی از راه های پیدا کردن خبر برای یک رسانه مصاحبه با افراد آگاه است.بعضی افراد، هنگامی که یک رسانه از آنها درخواست مصاحبه می کند آن را رد می کنند چون سوء نیت آنها را تجربه کرده اند، به آن اطمینان ندارند و تقریبا می شود گفت که مصاحبه با یک رسانه مانند همان نوشتن برای آن است.یعنی اگر فرد مصاحبه شونده در انتشار صحیح حرف هایش احساس امنیت نداشته باشد و کمی حس کند که فقط، قسمتی از حرف هایش برای منفعت گروهی استفاده می شود دیگر به هیچ وجه حاظر به مصاحبه نخواهد شد.
من ضمن تشکر از صحبت نو بخاطر ایجاد شور انتخابات بین مردم، یک گله ای هم دارم.نشریه ی شهر ما باید برای منفعت شهرش تلاش کند و نه اینکه در مصاحبات انتخاباتی، فردی را که بیشترین احتمال پیروزی را دارد به صورتی تضعیف و تخریب کند،این به ضرر منافع شهرمان است و نیازی به توضیح ندارد.البته این تلاش ها خیلی ضعیف تر از آن است که حقی را تضعیف یا ضایع کند.ما باید برای خودمان مشخص کنیم که آیا این نشریه متعلق به من نوعی است یا متعلق به شهرم گراش؟.اگر متعلق به یک شهر است باید دقت بیشتری در آن صورت بگیرد و در راستای اعتلای شهر باشد.هیچ کس مخالف این امر نیست که ما مشکلات شهر را با پیگیری و مطالبه از مسئولین حل و فصل کنیم.اما راهبرد نشریه باید در راستای تنش زدایی از مسائل شهر باشد نه اینکه ما در تیتر صحبت نو ببینیم که پاسخ شدیدالحن فلان مسئول به فلانی.این در حالی است که مسئولین مربوط،تنش هایی که مطرح شده را غیرواقعی می خوانند.
اگرچه این رشته سر دراز دارد ولی فعلا تا همینجا را کافی می دانم.خدا کند که نوشته ی ما مغرضانه علیه عده ای خاص به حساب نیاید.من و امثال من انتظارمان این نیست که پاسخ صحبت نو را در سر مقاله اش بشنویم، بلکه می خواهیم به واقع، این تغییرات را ببینیم و به مطالبه هایی که این روزها بیشتر هم شده،پاسخ عملی بدهند.

|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388  |
 مامیمانیم ؛ میشود ، میتوانیم

وبلاگ حامیان مردمی شهر گراش از دکتر محمود احمدی نژاد:

بیانیه حمایت از دکتر احمدی نژاد

ما جمعی از جوانان و دانشجویان و دانش آموختگان شهر گراش با توجه به فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد انتخابات ریاست جمهوری و معرفی شاخص های نامزد اصلح در سخنرانی اخیر خود در کردستان از قبیل:فهمیدن درد کشور ،فهمیدن درد مردم، صمیمیت و یگانگی با مردم ، دوری از فساد و دوری از اشرافی گری؛ ضمن احترام به سایر نامزدها، اعلام می نماییم که آقای دکتر محمود احمدی نژاد را فردی اصلح ، با توجه به معیارهای مقام معظم رهبری یافته ایم و جهت تداوم آرمان های انقلاب{1} و سرعت گرفتن قطار پیشرفت{2} به دولت کاری{3} و استکبار ستیز{4} آقای دکتر محمود احمدی نژاد که به حق بهترین دولت بعد از مشروطه است{5} رای خواهیم داد .

وبلاگ خود را به آدرس:mamimanim.wordpress.com معرفی مینماییم.

اما چرا نام وبلاگ را ما میمانیم انتخاب کرده ایم:

الف) از مدتی قبل برخی رسانه های آمریکایی و سلطنت طلب مخالف نظام به کمک مزدوران خود در داخل کشور جنبشی به نام ما هستیم به راه انداخته اند؛ ما میخواهیم به آنها بگوییم که چه شما باشید و چه نباشید به یاری خداوند تبارک و تعالی این نظام مقدس جمهوری اسلامی است که برپا میماند.

ب) در مدت چند ماه گذشته افرادی خود را جهت نامزدی پست ریاست جمهوری معرفی کردند ولی بنا به دلایل گوناگون کنار رفتند و ما اینجا میخواهیم اعلام کنیم که دولت آقای احمدی نژاد تا آخر جهت خدمت به محرومین و مستضعفین جامعه در صحنه باقی میماند و میدان را خالی نمی کند.

ج) و اگر خداوند توفیق دهد؛ با عنایت آقا امام زمان(عج) دولت آقای احمدی نژاد 4 سال دیگر هم جهت خدمت گذاری به مردم میماند.

و آخر اینکه:آنان میمانند که بر سر عهدی که با خداوند تبارک و تعالی بسته اند باقی بمانند.

جمعی از جوانان، دانشجویان و دانش آموختگان

حامی دکتر محمود احمدی نژاد          .

{1}امروز خوشبختانه یک وضع استثنایی در طول چندین سال گذشته وجود دارد،از این جهت استثنایی است که شعارهای اساسی انقلاب به عنوان محور برنامه ریزی ها و حرکت ها و سیاست ها اعلام می شود.(مقام معظم رهبری 9/4/87)

{2}قطار پیشرفت کشور به سرعت در حال حرکت است اگر چه برخی مسافران آن، این حرکت را احساس نمی کنند.(مقام معظم رهبری 22/12/87)

{3}این دولت واقعاً یک دولت کار است، دولت حرکت و اقدام است، انرژی و نشاط کار این دولت یک امر برجسته است.(مقام معظم رهبری 2/6/87)

{4}استکبار ستیزی که معنای ویژه انقلابی خودش را دارد، در این دولت تشخیص و تمیز پیدا کرد.(مقام معظم رهبری 2/6/87)

{5}امروز دولت ما یکی از محبوبترین دولت ها بعد از مشروطه تا امروز است، در طول این صد سال.(مقام معظم رهبری 14/3/85)


دلا بیا به سرای علی سری بزنیم......بیا به خانه ی بی فاطمه سری بزنیم
شهادت مظلومانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) تسلیت باد

|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در شنبه نهم خرداد 1388  |
 با میرحسین؛پشت درهای بسته

میرحسین موسوی ۲۲ اردیبهشت به شیراز آمد.

جلسه ساعت 6 عصر شروع می شد.ساعت 5:15 به آنجا رسیدم.درها را شکسته بودند(گردانندگان جلسه سالن را از قبل پر کرده بودند تا غیر...بهمین خاطر هم در را بسته بودند که شکسته شد).به طرف در ورودی سالن رفتم.جلوی در تجمع شده بود و تالار نیز پر بود.احساس گرما و خفگی من را به بیرون کشاند.آمدم بیرون و منتظر ماندم.جلسه شروع شد.عده ای با شعار «آزادی اندیشه بی موسوی نمی شه»،«توپ،تانک بسیجی دیگر اثر ندارد» به استقبال موسوی می رفتند.آقای موسوی صحبتش را شروع کرد.«...یکی از وظایف دولت ها رهایی مردم از خوف و ترس...».جلسه پرسش و پاسخ بود.قرار شد چهار نفر سوال بپرسند.آقای موسوی در همان اوایل صحبت هایش گفت:«الان که من خدمت شما هستم مثل اینکه در سایت ها گفته اند رئیس بانک مرکزی اخراج شده است...»عده ای که به قول سایت کلمه سعی در اغتشاش جلسه داشتند شعار می دادند«دروغه دروغه» از سوی دیگر می گفتند:«توپ،تانک ،بسیجی دیگر اثر ندارد»و با این زمینه به انتقاد از دولت پرداختند.(با خودم گفتم حیف؛کاش من هم کاندید شده بودم.آقای موسوی هم مثل من اطلاعاتش از مسائل کشور را از سایت ها می گیرد).نوبت نفر دوم بود که سوال هایش را بپرسد.او را به بالای سن دعوت کردند.من که بیرون بودم نفهمیدم چرا با تاخیر زیادی شروع به صحبت کرد.یکی از دانشجویان در صحبت هایش گفت:مگر ... اعدام در زمان نخست وزیری شما نبود؟آیا فکر نمی کنید این بسیجی همان بسیجی است که از آن حمایت می کنید؟چرا در زمان قتل های زنجیره ای صحبتی نکردید؟آقای موسوی در پاسخ به این سوال ها گفت باید به ساختار نظام توجه کنید و من به هر آنچه در رابطه با مسؤلیتم هست پاسخ گو هستم.آقای موسوی در ادامه به شکل بسیج در اوایل انقلاب و تبیین شاخصه هایی برای بسیج پرداخت که برای من آن جمله ی پایانیش جالب آمد:«بسیجی عزیز ما در فضای دانشگاهی،فضای امنیتی ایجاد نمی کند».من یک لحظه قلمم را به شکل کلاشینکف و کیفم را بجای جعبه ی مهمات دیدم.به خود آمدم و به بقیه ی صحبت هایش گوش دادم.در رابطه با متهم بودنش به 20 سال سکوت هم گفت من از فضای رسانه ای محروم بوده ام،همین رسانه هایی که حتی امروز هم از نشان دادن برنامه ی کوچکی از من طفره می روند،این نشانه ی سکوت من نیست.بغل دستیم در حالی که انگار می خواست با موسوی صحبت کند گفت:آیا در دوره ی 8 ساله ی اصلاحات 500 روزنامه ی هم جناحی خودتان بقولا فضای رسانه ای برای شما تامین نکردند که در آنجا هم حرفی از شما نبود؟

قبل از پایان جلسه آقای موسوی گفت: مثل اینکه اخراج رئیس بانک مرکزی تکذیب شده است.(ومن هم دیگر از کاندید نشدنم احساس ندامت نمی کردم چون این منابع خبری که در دسترسم بود اطمینان کافی را برای رئیس جمهور شدن را نداشت).جلسه تمام شد و در هجوم دور شدن از آن مکان،گرم صحبت با دوستان بودیم که شنیدم یکی می گفت:«از بس این پسره رو زدم مچم درد گرفته» بی توجه به صحبت هایمان با دوستان ادامه دادیم.فردای آن روز که از بچه ها درباره ی اوضاع جلسه در داخل سالن پرسیدم به یاد درد مچ آن پسر افتادم وقتی که بچه ها می گفتند:«...عده ای با لباس سبز فردی که به بالای سن دعوت شده بود را هل می دادند و می زدند و در مسیر هم، با هل دادن و یا یواشکی ضربه ای هم نثارش کردن،از رفتن او به بالای سن جلوگیری می کردند...» اینجا بود که شعار «آزادی اندیشه، بی موسوی نمی شه» دوباره ناخودآگاه از ذهنم گذشت.

|+| نوشته شده توسط محسن عبداللهی در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا